خانه / مرجان منصوری

مرجان منصوری

عاشق رو که برعکس کنی

امروز تو یک مجله خوندم عاشق رو که بر عکس کنی میشه : قشاع و برای معادل کلمه معنی دهخدا نوشته بود ؛ دردی که انسان را مایوس میسازد عشق و عاشقی موقعیت قرار گرفتن ماست حال از کدام سو به عشق نگاه کنیم یا عاشقیم یا معشوق در دو …

ادامه مطلب

به پسرم ، ویهان

شمع حیاتم؛ کوچک بیگناه ربوده ی نامردان ، نامت را از سردار دیلمیان گرفتم ، عصاره روحم، در روزگارى که سیاهى خریدار دارد عجیب؛ و تاریکى چنان به سنگ خارا اطمینان داده که به خاطر گُندگى بی‌قواره‌اش مقابل یاقوت نعره بکشد؛ شمع روشن کردن؛ و شمع روشن نگاه داشتن، بزرگترین …

ادامه مطلب

سی عادت ناپسند اجتماعی

۱. خیره شدن به دیگران ۲. با دهان‌پر حرف زدن ۳. قطع کردن حرف دیگران ۴. اظهار فضل و دانایی کردن ۵. بلند حرف زدن ۶. خیلی محکم یا شل دست دادن ۷. پرخوری در میهمانی ها ۸. گذاشتن آرنج روی میز ۹. پچ پچ کردن و خندیدن مرموز در …

ادامه مطلب

ﺷﻬﺎﺩﺕ حضرت ﻣﻮﺳﻰﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ السلام تسلیت

✅ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۸۳ هـ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ، ﺩﺭ ﺣﺒﺲ ﺳﻨﺪﻯ ﺑﻦ ﺷﺎهک ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ. (1) ﻫﺎﺭﻭﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺑﻪ …

ادامه مطلب

ما کجا هستیم ؟

فعالیت شماره ٨ عنوان فعالیت: ما کجا ھستیم؟ مضمون: کائنات صلاحیتھا:تجسم، استدلال زمان: ۴۵دقیقه ادراك ما در باره موقعیت مان در جھان تا حد زيادي به میزان آگاھي ما از جھان پیرامون ما بستگي دارد. در اين فعالیت دانش آموزان با استفاده از عنصر تخیل پرواز كرده و به خود …

ادامه مطلب

اول اردیبهشت – روز بزرگداشت سعدی

اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی كه فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند،یادروز سعدی نام گرفته است. افزون بریك دهه‌است كه با مشاركت نهادها و ارگان‌های فرهنگی فارس، سعدی پژوهان و سعدی شناسان هر سال با اجتماع بر تربت استاد …

ادامه مطلب

‍ چرا میگن ایشالا 120 ساله شی؟ نمیگن 130 ساله شی؟

در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه 29 روز بوده،در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی 120سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای 12ماه،13 ماه اعلام میکردند،در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند …

ادامه مطلب

خرسی که می خواست خرس بماند

خلاصه‌ي داستان:  درختان برگ می ریختند و غازهای وحشی رو به جنوب پرواز می کردند. ‌سردی باد خرس را می آزرد. ‌او یخ کرده و خسته بود.  بوی برف را در هوا شنید و به سوی غار گرم و دلپذیرش رفت.  در لانۀ گرم خود به خوابی عمیق فرو رفت. …

ادامه مطلب