خانه / زنگ تفریح / عاشق رو که برعکس کنی

عاشق رو که برعکس کنی

امروز تو یک مجله خوندم عاشق رو که بر عکس کنی میشه : قشاع و برای معادل کلمه معنی دهخدا نوشته بود ؛ دردی که انسان را مایوس میسازد
عشق و عاشقی موقعیت قرار گرفتن ماست حال از کدام سو به عشق نگاه کنیم یا عاشقیم یا معشوق در دو زاویه به دنبال آرامش حقیقی و یک آغوش امن ، بگردید اگر آن عشق توانست به شما امنیت و صمیمیت بدهد، عشق شما حقیقیست در غیر اینصورت یک هوس زینتی زودگذر زیباست که هرگز طعم آرامش را در آن نمیابید،وقتی دو نفر که یکی نقش عاشق را ایفا میکند و دیگری معشوق فقط سمبلی از عشق را در ذهن خود می‌پرورانند که درکتاب داستان ها و در فیلم ها آن را آموخته اند و لذتی هیجانی را در ساعاتی که باهم ملاقات دارند تجربه میکنند
عرض من اینست که آنچه را تا کنون عشق قلمداد کرده اید برای لحظاتی که همه ی ما تجربه ی آن را داشته و مزه ی عشق را چشیده ایم باری در گذر زمان به این پند دست میابیم که هردو طرف هیجان عشق را در ساعاتی از شبانه روز تجربه میکنند یا وارد رابطه ی دومی میشوند که لذت ها و هیجاناتی جدید را به هر طرف هدیه میدهد و این همان نقطه ی گودالیست که ذهن و روان آن را نموداری از عشق میدانند ، واضح تر آنکه ؛ در ارتباط های نافرجام و یاهوس های زودگذر آنی که آن را عشق تلقی میکنیم درونمایه ای دارد که اصل موضوع را فراموش کرده ایم در حقیقت کسانی که بارها و بار ها عاشق میشوند و دارای هیجانات احساسی و عاطفی هستند یکدیگر را طوری در آغوش میگیرند که هجمه ای از نوسانات روحی در کل هفته کنار زده میشود و هر دو نفر بهترین زمان و بهترین انرژی را در بهترین شرایط بر سر قرار پنهانی به ارمغان می آورند که این رابطه خود سراسر شور و شوق و عشق و معنا میشود و لذتی وصف ناپذیر به ما داده است ولی وقتی کمی لنز دوربین را به عقب برده و طی زمان آنرا بررسی میکنیم متوجه خواهیم شد که اگر من و تو در هفته یکبار همدیگر را ملاقات میکنیم آن یک روز هر دو نفرما سر شار از انرژی های مثبت هستیم وبهترین قسمت اخلاقی و روانی خودرا در ویترین ملاقات برای یکدیگر میچینیم و این خود قالبیست که روانشناسان معتقدند رابطه های دوم پنهانی اگر به رابطه های علنی و مدت دار بدل شوند هرگز بیشتر شش ماه یا یک سال دوام نخواهند آورد چون ما به ظاهر و جلوه ی بیرونی خویش اهمیت داده ایم از یک نگاه اگر من و تو در رابطه ی اول احساس شکست میکنیم در رابطه ی دوم میخواهیم پیروز و خوشبخت خود را معرفی کنیم و یک تله ی مهرطلبی و بی ارزشی خود را و عشق خود را میبازیم حال آنکه عشق چیز دیگری ست و ما آن را ا یاد برده ایم در هر صورت اگر به دنبال عشق های حقیقی میکردید راه تشخیص آن فقط یک ساعت ماندن و سکوت در آن آغوشیست که بدون آن که حس دلتنگی تمام ما تار و پود ما را فرا میگیرد و (هیچ عشقی را )،حتی اگر در کنار خود داشته باشیم ،باز هم احساس خلوص نخواهیم کرد …در خلئی گنگ فرو رفته ایم که تظاهر به عشق و عاشقی میکنیم در صورتی که خودمان را گول زده ایم ، من و تو میدانیم که یا برای پول این عشق بوجود آمده یا برای زیبایی ظاهریست و همین باز نگریست که در روح و جان خود احساس نیاز به آغوشی میکنیم که نه به خاطر زیبایی و نه بخاطر پول مانده است فقط به فقط عشق است همین ! حتی این آغوش امن میتواند از سوی همجنس ما و یا پدر و مادر نیز دریافت شود ( هر موقع احساس کردی دلت برای کسی تنگ میشود آن ( کسیکه در ذهنت می نشیند عشق توست)و خانه ی امن توست که سبکبال او را در آغوش میکشی لاجرم میدانی که بدون ثروت و بدون زیبایی، باز هم تو را به آغوش خواهدکشید)که فقط لازم نیست جنسیتش مخالف تو باشد … ،در اصل ما زندگی نکرده ای داریم که آن را در شخصیت های اطرافمان جذب میکنیم و میبینیم ّکسانی که به دنبال یک آغوش امن برای گریه کردن و آرامش و سکوت و دلتنگی و درد دل میگردد میتوانند کاملا معنی عشق حقیقی را درک کرده باشد
بدرود ..
به یاد ماندنی و منصور باشید
نفستون گرم
با سپاس
مرجان منصوری
www.adabiatma.ir

درباره مرجان منصوری

مطلب مشابه را بخوانید

می نامه